مراحل اجرای گام به گام هک رشد

کسب و کار

مراحل اجرای گام به گام هک رشد

مراحل اجرای گام به گام هک رشد : در قسمت‌ های قبلی راهنمای جامع هک رشد، با مفهوم هک رشد آشنا شدیم. همچنین، با ویژگی‌ ها و وظایف یک هکر رشد نیز آشنا شدیم. در قسمت سوم از سری مقالات هک رشد، به مراحل اجرای هک رشد می‌ پردازیم و هر کدام را به تفصیل توضیح می‌ دهیم.

وقتی هکر های رشد می‌ خواهند شرکت یا استارت آپ خود را رشد دهند، آگاهانه یا نا آگاهانه، در ذهن‌ شان یک فرایند مشخص را برای اجرای هک رشد در نظر می‌ گیرند. در این مقاله قصد داریم روند شکل‌ گیری این فرایند را بررسی کنیم. لازم به ذکر است که این گام‌ های شش‌ گانه‌ فرایند هک رشد، بسیار ضروری و مهم هستند، بنابراین مسئولیت غفلت از آنها در خلق رشد، با خود شماست!

پیشنهاد می‌ کنیم که برای بررسی و اجرایی کردن این گام‌ ها یک چک‌ لیست داشته باشید. ما معتقدیم همانطور که جراحان، خلبانان و رهبران، برای انجام تک‌ تک وظایف و کار های خود نیاز به چک‌ لیست دارند، یک هکر رشد هم بدون چک‌ لیست، کار چندانی از پیش نخواهد برد. چک‌ لیست باعث می‌ شود از ارتکاب اشتباهات پرهزینه‌ ای که به راحتی قابل اجتناب هستند،‌ جلو گیری کنیم.

گام اول:‌ اهدافی معقول تعیین کنید:

همه چیز با تمرکز بر یک هدف مشخص، معقول و قابل دستیابی، شروع می‌شود. اهمیت این مسئله در این است که ممکن است حواس هکر رشد به راحتی منحرف شود و دامنه‌ ی تمرکز خود را به طرز غیر قابل کنترلی گسترش دهد. بله، هدف کلی شما، رشد است، اما اگر نتوانید این هدف والای خود را به اهدافی کوچک‌ و قابل دستیابی تبدیل کنید، هرگز به هدف نهایی خود نخواهید رسید.

فرض کنیم محصولی دارید و می‌خواهید کاربران فعال روزانه (DAU) را افزایش دهید، اما این هدف بیش از حد، کلی است. بنابراین، تصمیم می‌گیرید روی نرخ حفظ کاربران موجود، تمرکز کنید زیرا این کار، DAU (یا همان Daily Active Users) را افزایش می‌ دهد، اما حفظ کاربران هم هدف بزرگ و گسترده‌ ای است. پس تصمیم می‌گیرید فقط به کاربران فعلی کمک کنید که محتوا تولید کنند؛ زیرا آمار شما نشان می‌ دهد وقتی شخصی در محصول (وب سایت، اپلیکیشن و …) به تولید کننده‌ ی محتوا (و نه فقط مصرف‌ کننده) بدل می‌ شود، فعالیتش نیز در محصول شما بیشتر خواهد بود. تولید محتوا، منجر به حفظ کاربر می‌شود که آن هم به نوبه‌ ی خود منجر به افزایش DAU می‌ شود. بنابراین، تصمیم نهایی این می‌شود که هدف خود را افزایش دو برابری تولید محتوا قرار دهید.

  • هدف بیش از حد گسترده: افزایش کاربران فعال روزانه (DAU)
  • هدف متناسب و معقول: افزایش دو برابری تولید محتوا توسط کاربران

بسیاری از افراد برای محدود و کوچک‌ کردن هدف خود، به مشکل برمی‌ خورند. در اینجا قاعده‌ کلیدی این کار (که تصور می‌کنم درست باشد) را شرح می‌ دهم. اهداف خود را مثل یک ساختار سلسله‌ مراتبی در نظر بگیرید که از بالا به پایین، مفاهیم و محتوایات آن از کلی به جزئی تغییر می‌ کنند.

مراحل اجرای گام به گام هک رشد

پیشنهاد می کنم از دست ندهید : چگونه رضایت کامل مشتریان را جلب کنیم؟

این سلسله مراتب را آنقدر به سمت پایین ادامه دهید، تا نهایتاً به آخرین خانه‌ ای برسید که یک کار یا هدف منفرد باشد و بتوان آن را به صورت یک مرحله‌ ای انجام داد.

آیا اصلاً روزی خواهد رسید که بتوانید خانه‌ ی رشد استارت آپ را از این درخت سلسله‌ مراتبی خط بزنید؟ خیر. این هدف آنقدر گسترده است که هرگز نمی‌ توانید آن را به طور کامل و همیشگی محقق کنید.

آیا اصلاً روزی می‌ رسد که بتوانید بگویید هدف افزایش کاربران فعال روزانه را به پایان رسانده‌ اید؟ خیر. این هم هدف نسبتاً گسترده‌ ای است، اما روزی خواهد رسید که بتوانید اهدافی مثل این را خط بزنید:‌ آموزش کاربران برای تولید محتوا از طریق یک ایمیل.

وقتی خود را در جایی از این ساختار سلسله مراتبی قرار دهید که بتوانید با انجام اقداماتی، آن خانه از ساختار را خط بزنید، آنگاه می‌ توان گفت که اهداف خود را به خوبی محدود و مشخص کرده‌ اید.

گام دوم: اجرای تجزیه و تحلیل برای پایش اهداف:

حالا که تصمیم گرفته‌ اید تولید محتوا را دو برابر کنید، سوال بعدی این است که آیا در موقعیتی هستید که بدانید واقعاً در حال حرکت به سمت این هدف هستید یا خیر؟ آیا تجزیه و تحلیل درستی از اوضاع، در اختیار دارید؟‌ برای یافتن پاسخ این دو سوال، باید به چند سوالی که در ادامه آمده است، جواب دهید:

  • آیا در حال حاضر اصلاً معیاری برای پایش و رهگیری وضعیت تولید محتوا دارید؟
  • آیا تولید محتوا توسط کاربران را به صورت کلی پایش می‌ کنید یا به صورت دسته‌ بندی‌ های معینی از کاربران و مبتنی بر ویژگی‌ های هر یک از این دسته‌ بندی‌ ها؟
  • آیا معیار های مربوط به خود محتوا را نیز زیر نظر دارید؟ ( مثل حجم محتوا، طول آن، تعداد بازدید از آن، تعداد به‌ اشتراک‌ گذاری‌ ها و …)
  • آیا ابزار هایی را که برای تولید و مصرف محتوا استفاده می‌ شوند، پایش می‌ کنید؟
  • آیا URL های ارجاع‌ دهنده‌ ای که بیشترین سهم را در تولید محتوای شما دارند، پایش می‌کنید؟
  • و بسیاری از سوالات دیگر …

بدون تجزیه و تحلیل، اهداف شما پوچ و بی‌ معنی خواهند بود. اگر نتوانید با قطعیت تعیین کنید که چه زمانی یک هدف، محقق‌ شده محسوب می شود، به این معناست که پیش‌ شرط لازم برای گذشتن از آن هدف و رفتن به سراغ سایر اهداف را در اختیار ندارید. تجزیه و تحلیلِ شما و اهداف تعیین شده‌ تان، یک موازنه‌ ی تأملی (reflexive equilibrium) ایجاد می‌ کنند که با تأمل در وضعیت هر یک از این دو، می توان در مورد دیگری اطلاعات خوبی به دست آورد و با استفاده از اطلاعات یکی از آنها، دیگری را بهینه‌ سازی کرد.

به عنوان مثالی از یک موازنه‌ ی تأملی، حالت زیر را در نظر بگیرید:

اگر هدف‌ گذاری شما با افزایش دو برابری تولید محتوا شروع شود، اما سپس بفهمید که چیز مهم‌ تری از تولید کلی محتوا وجود دارد که موجب افزایش نرخ حفظ کاربر می‌ شود، آنگاه ممکن است در هدف خود بازنگری کنید. مثلاً اگر محتواهای سه دقیقه‌ ای، تنها نوع محتوایی باشند که نرخ حفظ تولید کننده محتوا و مصرف‌ کننده‌ آن را افزایش می‌ دهند، باید در هدف خود بازنگری کنید.

یکی از نکات مهم در مورد پیاده‌ سازی تجزیه و تحلیل‌ های موردی برای پایش پیشرفت اهداف، تاثیری است که این تجزیه و تحلیل‌ ها در طول زمان، بر تجزیه و تحلیل‌ های کلی و جامع شما خواهند داشت. وقتی چند سالی را صرف ساختن یک استارت آپ و کسب هدفی پس از هدف دیگر، کرده باشید، متوجه می‌ شوید که میزان داده‌ هایی که در این مدت از این فعالیت‌ ها کسب کرده‌ اید، بسیار زیاد و آگاهی‌ بخش بوده اند. در نهایت، وقتی که یک هدف جدید تعیین می‌کنید، ممکن است معیارهای مربوط به آن را که باید پایش شوند، از قبل بشناسید و داده‌ های گذشته را نیز در اختیار داشته باشید تا به آنها رجوع کنید و از چند و چون دستیابی به هدف‌ های مشابه، مطلع شوید.

تمام هکر های رشد با یک تبر کُند شروع می‌ کنند، اما این ابزار با گذر زمان تیز تر و تیز تر می‌ شود. بنابراین، در ابتدای کار ناامید نشوید.

گام سوم: از نقاط قوت خود استفاده کنید:

ارشمیدس می‌ گوید:

یک اهرم بلند و یک نقطه‌ اتکا به من بدهید تا زمین را تکان دهم!

این گفته فقط جنبه‌ ادبی ندارد، به نوعی ریشه در حقیقت دارد. با یک اهرم که به اندازه‌ کافی بلند باشد و با کمی نیرو، می‌توان اجسام بسیار سنگینی را جا به‌ جا کرد.

مراحل اجرای گام به گام هک رشد

هر استارت آپی، نقاط قوت یا دارایی‌ ها و توانمندی‌ های درونی خودش را دارد که می‌ توان از آنها به عنوان یک اهرم استفاده کرد. وقتی چیزی ارشمند در اختیار دارید که استفاده از آن مستلزم انرژی اندکی است، اما می‌ تواند نتایج بزرگی به بار آورد، یعنی اهرم را به دست آورده‌ اید.

بیایید همان مثالی را که در بالا برای ساختار سلسله مراتبی هدف‌ ها معرفی کردیم، ادامه دهیم. برای مثال می‌ خواهید تصمیم بگیرید که ابتدا یک ایمیل آموزشی برای کاربران خود بفرستید یا یک دسته‌ بندی با عنوان رویداد های جدید را در محصول خود ایجاد کنید. اگر مثلاً 200 هزار آدرس ایمیل در اختیار داشته باشید و سامانه ارسال گروهی ایمیل‌ تان، کاملاً درست عمل کند (و بتوانید ایمیل خود را ظرف یک روز تهیه کنید)، به نظر می‌ رسد که یک اهرم بلند در اختیار دارید.

اما اگر ایجاد دسته‌ بندی رویداد های جدید در وب سایت‌ تان، مستلزم حداقل چند روز برنامه‌ ریزی، چند روز طراحی، بازبینی طرح گرافیکی و چند روز برنامه‌ نویسی باشد و از طرف دیگر، برنامه‌ نویسان شما همین حالا هم به زحمت به کار های روزانه‌ خود می‌ رسند، این گزینه اصلاً مسیر امیدوار کننده‌ ای پیش پای شما نمی‌ گذارد؛ بخصوص اگر به دنبال بازدهی بالا در کوتاه‌ مدت باشید.

در اینجا، همین قانون اهرم است که به شما تصمیم درست را نشان می‌ دهد. بنابراین بهتر است بر روی ارسال ایمیل تمرکز کنید. اهرم یا نقطه قوت استارت آپ شما به اندازه‌ لیست ایمیل‌ ها و سامانه‌ ارسال ایمیل شماست؛ نه میزان قدرت مهندسی تیم شما در مواجهه با مشکلات و چالش‌ ها. البته ممکن است یک استارت آپ دیگر، گزینه‌ دیگری را انتخاب کند، اما تنها در صورتی که اهرم یا نقطه قوت آنها ایجاب کند.

برنامه‌ ها، اهداف و کارهایی که بدون توجه به اهرم‌ های کسب‌ و‌ کارتان (و به نوعی در خلأ) اولویت‌ بندی شده‌ اند، معمولا کارآمد نیستند. فعالیت‌های خود را بر اساس توانمندی‌ هایتان برنامه‌ ریزی کنید. توصیه می‌ کنم ابتدا قسمت‌ های 3 تا 6 این سری از مقالات را بخوانید و سپس با توجه به اهرم یا نقطه قوت خاصی که شرکت‌ تان دارد، به هر تاکتیکی که معرفی شده، یک امتیاز بدهید تا در آینده، بر اساس امتیازات، اولویت‌ بندی‌ شان کنید.

گام چهارم:‌ آزمایش را اجرا کنید:

خب، تا اینجای کار، گام اول را تکمیل کرده‌اید، یعنی هدف خود را افزایش دو برابری تولید محتوا قرار داده‌ اید. همچنین، گام دوم را هم اجرا کرده‌ اید و حالا داده‌ های ضروری را که موفقیت عملکرد شما در راستای هدف را نشان‌ می‌ دهند، پایش می‌ کنید.

از سوی دیگر، گام سوم را هم برداشته‌ اید و می‌ خواهید از طریق خبرنامه‌ ایمیلی به کاربران خود آموزش دهید زیرا در این حوزه است که نقطه قوت شما خودش را نشان می‌د هد. حال، زمان اجرای آزمایش است که در مثال ما، یعنی واقعاً باید ایمیل را بفرستید. (توجهبه این خاطر در این مرحله، ارسال ایمیل را یک آزمایش می‌ پنداریم چون هنوز هیچ‌ کس نمی‌داند در عمل چه اتفاقی رخ می‌ دهد.) اما باید برخی نکات را حین اجرای آزمایش مد نظر داشته باشید:

فرضیه‌ های خود را قبل از اجرای آزمایش، یادداشت کنید.

پیش از آنکه آزمایش را عملی کنید، باید بهترین پیش‌ بینی‌ های خود نسبت به آنچه اتفاق خواهد افتاد را روی کاغذ بیاورید. آیا فکر می‌کنید این ایمیل نسبت به ایمیل‌ هایی که تاکنون فرستاده‌ اید، نرخ کلیک بالاتری خواهد داشت یا پایین‌ تر؟ چرا چنین فکری می‌ کنید؟‌ فکر می‌کنید این ایمیل، تولید محتوا را ظرف ماه آینده چقدر افزایش می‌ دهد؟ آیا به تنهایی شما را به هدف تولید دو برابری محتوا می‌ رساند یا اینکه تنها بخشی از این هدف را محقق می‌ کند؟

مطلب مهم دیگر : هکر رشد کیست و چه ویژگی هایی دارد؟

شاید نوشتن این جور حدسیات کار احمقانه ای به نظر برسد؛ وقتی که خیلی راحت می‌توانید ایمیل را ارسال کنید و ببینید چه اتفاقی خواهد افتاد. اما اگر طرز فکرتان این است، پس از نکته‌ اصلی غافل هستید. فرضیه‌ ها و حدسیات، انعکاسی دقیق از پیش‌ فرض و تخمین ذهنی شما هستند؛ پیش از آنکه اجرای آزمایش به شما امکان بدهد گذشته (یعنی حدسیات و فرضیه‌ های خود)‌ را بازنگری کنید و خود را یک نابغه بدانید. این کار به شما نشان می‌ دهد که پیش از اجرای آزمایش تصوراتتان تا چه حد اشتباه یا درست بوده است.

برای مثال، تصور کنید فرضیه فعلی شما این است که نرخ کلیک، کمتر از ایمیل‌ های قبلی خواهد بود زیرا همین حالا نیز هفته‌ ای یک ایمیل برای کاربران می‌ فرستید و معتقدید که ایمیل دوم برای آنها آزار دهنده است. سپس، آزمایش را اجرا می‌ کنید و می‌ بینید که نرخ کلیک بالاتری از ایمیل‌ های معمول به دست آمده است. اگر هیچ مدرکی از این فرضیه‌ اشتباه خود نداشته باشید، وسوسه می‌ شوید گذشته را باز نویسی کنید و به خودتان یا سایر اعضای تیم القا کنید که این همان نتیجه‌ ای بوده که از اجرای آزمایش انتظار داشته‌ اید زیرا شما یک نابغه‌ ی استارت آپی هستید!

اما نوشتن و مکتوب کردن فرضیات، باعث صداقت شما خواهد شد. حالا به جای تلاش برای اینکه به همه ثابت کنید چقدر باهوش بوده‌ اید، بحث‌ تان بر سر این خواهد بود که چرا فرضیات‌ تان اشتباه از آب درآمده است. ممکن است در این بحث‌ ها بفهمید که تعداد کاربرانی را که مایل بوده‌ اند با استارت آپ شما در ارتباط باشند، دست کم گرفته‌ اید. این آگاهی و بینش، مزایایی به همراه دارد که می‌ تواند فراتر از موضوع ارسال ایمیل، به کارتان بیاید.

اگر احساس می‌ کنید که ایده‌ مطرح کردن فرضیه، باعث می‌ شود که قضیه خیلی شبیه مسائل علمی شود و کمتر به فرهنگ رایج و سنتی میان استارت آپ‌ ها شباهت داشته باشد، خب چه چیزی از این بهتر؟

در اختصاص منابع برای اجرای آزمایش، عاقلانه عمل کنید.

هر زمان که آزمایشی اجرا کنید، قطعاً باعث اختلال در جریان عادی فعالیت‌ های استارت آپ‌ تان می‌ شود. اول اینکه کل تیم باید درباره آزمایش مطلع شوند تا بتوانند برای هرگونه اتفاق ناخوشایندی خود را آماده کنند. دوم اینکه باید بدانید چه زمانی استارت آپ‌ شما با کمبود منابع مواجه است. اگر روزهای سه‌ شنبه روزی است که معمولاً سِرور، با حداکثر توان مشغول سرویس‌ دهی است، پس نباید در این روز آزمایشی انجام دهید که 30% ترافیک بیشتر به سوی آن سرازیر کند.

سوم اینکه اگر پیش از اجرای آزمایش، به میزان مشخصی زمان، برای تکمیل عناصر آزمایش نیاز دارید، حتماً الزامات زمانی مورد نیازتان را مدنظر قرار دهید. در این زمینه بد نیست به قانون داگلاس هافستادر، دانشمند معروف علوم شناختی، اشاره کنیم. اگر قانون هافستادر (Hofstadter’s Law) را به خاطر بسپارید، قطعا در عمل جواب بهتری خواهید گرفت:

همیشه از آنچه فکر می‌ کنید، بیشتر زمان می‌بَرد. حتی موقعی که قانون هافستادر را هم در نظر گرفته‌ اید.

از نتایج اولیه دلسرد نشوید.

پدیده‌ ای وجود دارد که ما بارها و بارها تجربه کرده‌ ایم و آن باور همیشه‌-حاضری است که می‌ گوید آزمایشی که اکنون دارم انجام می‌دهم، هر چه باشد، در نهایت موجب بهبود امور می‌ شود. با این باور، به خود می‌ گوییم:

” آزمایشی که در حال حاضر وقت و انرژی خود را به آن اختصاص داده‌ ام، به نظر می‌ رسد پاسخی روشن برای مشکلات شرکت من دارد. اگر این آزمایش ارزش وقت و انرژی من را دارد، پس باید همان چیزی باشد که موتور موشک رشد را روشن می‌کند.” اما این باور با آنچه در حقیقت رخ می‌ دهد، منافات دارد. تمام آزمایشاتی که انجام می‌ دهید، به پاسخی برای مشکلات شرکت‌ تان منجر نمی‌ شوند و در آن زمان است که احتمال سرخوردگی و رها کردن فرایند رشد زیاد می‌ شود.

همانطور که در قسمت قبلی این سری از مقالات گفتیم، اکثر اقدامات شما به عنوان یک هکر رشد، شکست خواهند خورد. البته ایرادی ندارد که خوشبین باشید، اما نباید هر بار که آزمایشات‌ تان نتایجی نه چندان استثنایی به بار می‌ آورند، دلزده و مأیوس شوید. اصلاً به همین دلیل است که وقتی یک هدف مشخص و محدود تعریف کردید، باید از چند جناح به آن حمله‌ ور شوید، زیرا اکثر تاکتیک‌ هایتان جواب نخواهند داد.

از موفقیت‌ ها و شکست‌ هایتان درس بگیرید.

شنیده‌ اید که می‌گویند شهرت بد وجود ندارد؟‌ یعنی اگر ستارگان سینما حتی به خاطر یک فیلم ضعیف هم مرتب در رسانه‌ ها مورد اشاره قرار بگیرند، باز برای شهرت‌ شان خوب است. به همین ترتیب، داده‌ بد هم وجود ندارد. حتی اگر آزمایش‌ تان شکست بخورد، باز هم به خاطر آن آزمایش قطعا توانسته‌ اید اطلاعات زیادی درباره محصول و کاربران خود به دست آورید که می‌ توان از آنها در آزمایشات بعدی استفاده کرد.

حتما بخوانید : راهکار هایی برای شروع کسب و کار در شرایط دشوار اقتصادی

توماس ادیسون بیش از ۱۰۰۰ بار شکست خورد تا توانست لامپ را اختراع کند. وقتی در این باره از او سوال شد، ادیسون جواب داد:

من ۱۰۰۰ بار شکست نخورده‌ ام، من موفق شده‌ام ۱۰۰۰ راه نساختن لامپ را کشف کنم!

شما می‌ توانید هم از موفقیت‌ هایتان چیز هایی بیاموزید و هم از شکست‌ هایتان. هیچ داده‌ غیرمفیدی وجود ندارد. حتی دیتای شکست‌ ها هم به کارتان خواهد آمد. آزمایش‌ های ناموفق مانع یادگیری شما نخواهند بود، بلکه فقط زمانی از یاد گرفتن باز می‌ مانید که آزمایش کردن را کنار بگذارید.

گام پنجم: آزمایش را بهینه کنید:

آزمایش باید بهینه باشد. آزمایش چیزی نیست که آن را یکبار انجام دهید و از آن عبور کنید. باید آزمایش را هر بار بهینه‌ تر کنید و مجدداً اجرا کنید. فقط زمانی می‌ توانید یک آزمایش را تمام شده بدانید که واقعاً در بهینه‌ ترین شرایط انجام شده باشد نه زمانی که از انجام دادن دوباره و دوباره‌ آن خسته شده‌ اید.

گروه کنترل داشته باشید.

همواره وقتی امکانش را دارید، باید از یک گروه کنترل بهره ببرید. این کار موجب می‌ شود که بتوانید تغییراتی را که معمولاً توضیحشان دشوار است، توجیه کنید. اگر مثلاً ایمیل خود را تنها برای 80% از کاربران خود بفرستید و نه همه‌ آنها، آنگاه می‌ توانید بفهمید که تولید محتوا در آن گروه چقدر در مقایسه با گروه کنترل (یعنی آن 20% که ایمیل را برایشان نفرستاده‌ اید) افزایش یافته است.

همچنین، ممکن است به خاطر یک عامل پنهان یا پیش‌ بینی‌ نشده (خارج از کنترل یا دانش شرکت شما) کاهشی قابل توجه در تولید محتوای وب سایت‌ تان رخ داده باشد. بدون یک گروه کنترل، شاید چنین برداشت کنید که ارسال ایمیل باعث کاهش تولید محتوا شده است، مسئله‌ای که اصلا حقیقت ندارد.

از تست A/B استفاده کنید.

مراحل اجرای گام به گام هک رشد

آزمون‌های A/B به یک دلیل مشخص با استقبال هکر های رشد مواجه شده‌اند: آنها جادو می‌ کنند!

شاید معتقدید خودتان به خوبی می‌دانید که موضوع ایمیلی که می‌فرستید، چه باید باشد تا کاربر ترغیب شود روی آن کلیک کند، اما آزمون A/B است که حقیقت را به شما خواهد گفت. شاید با خود فکر کنید می‌ دانید چه صفحه‌ی فرودی باید برای ایمیل طراحی کنید تا کاربران به تولید محتوا ترغیب شوند، اما آزمون A/B است که حقیقت را به شما خواهد گفت. ابزار های بسیار کمی هستند که قادرند چنین نتایج بزرگی را به راحتی در اختیار شما بگذارند و یکی از آنها، همین آزمون A/B است.

بدانید چه موقع باید یک آزمایش را کنار بگذارید.

ما معمولاً از انجام یک آزمایش دست نمی‌ کشیم، مگر زمانی که ثابت شده باشد اهرم و نقطه قوت شرکت مان، ضعیف‌ تر از چیزی بوده است که در ابتدا فکر می‌ کردیم. ما زمانی از آزمایش دست می‌ کشیم که به طور منطقی به این نتیجه برسیم که این آزمایش، بدون نیاز به منابع بیش از حد، دیگر نتایج بهتری به بار نخواهد آورد.

گام ششم: ‌تکرار کنید:

حال وقت آن رسیده که آزمایشی جدید یا نسخه‌ بهبود یافته از یک آزمایش پیشین را انتخاب کنید و تمام این مراحل را بارها و بارها طی کنید. اگر مطابق همین روالی که در این مقاله توضیح دادیم پیش بروید، آنگاه دستیابی به موفقیت، چیزی بیش از نتیجه‌ ی فرعی عزم شما یا ثمره‌ بخت و احتمالات خواهد بود. در واقع شما موفقیت را برنامه‌ ریزی کرده‌ اید.

جمع‌بندی:

در آخر این مقاله، نکات مهم گفته شده را بار دیگر با هم مرور می‌ کنیم:

  • گام ۱:‌ اهدافی معقول و قابل دستیابی تعریف کنید.
  • گام ۲: برای پایش اهداف خود از تجزیه و تحلیل بهره بگیرید.
  • گام ۳: نقاط قوت فعلی خود را به اهرم موفقیت بدل کنید.
  • گام ۴: آزمایش را اجرا کنید.
  • گام ۵: آزمایش را بهینه‌ سازی کنید.
  • گام ۶: فرایند را تکرار کنید.

در این مقاله با فرایند اجرای هک رشد آشنا شدیم. در قسمت بعدی از سری مقالات هک رشد به معرفی قیف هک رشد می‌ پردازیم که ابزار و مدلی برای جذب، فعال‌ سازی و حفظ کاربران است. با ما همراه باشید.

دیدگاهتان را بنویسید